محمد باقر شريعتى سبزوارى
119
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
بدين معنا 16 / 2 32 / 2 8 * 4 مساحت مثلث به دست آمد . پس اختلاف شكل مربع و مثلث مرتبط به اختلاف چينش ماده بوده و بهجز شانزده عدد جزء مادى چيز ديگرى نيست . اين سخن ما اگر چه راست و غير قابل انكار مىباشد ، ولى در حقيقت ، چگونگى سير ماده را در دو حال نشان مىدهد ؛ يعنى اگر تنها مربوط به ماده بخواهيم سخن بگوييم بايد يك شكل بوده و در نتيجه آثار ماهوى آنها يكى باشد ؛ مثلًا مربع سه زاويه و مثلث چهار زاويه دارد [ و اگر ] تنها مربوط به ماده بخواهيم سخن بگوييم بايد چنين گفت ؛ ولى هرگز اين سخن نمىتواند به ثبوت برساند كه شكل مثلث و مربع يك شكل بوده و در نتيجه آثار ماهيتى آنها يكى مىباشد و مثلًا مربع سه زاويه يا مثلث چهار زاويه دارد بلكه مثلث و مربع دو ماهيت جداگانه دارند . و يا اگر ما جسم واحد را به دو قسمت تقسيم و دو پاره نموديم و پس از آن هر پاره و قسمت را پنج قطعه كرديم و سپس به هم آميخته و يكى ساختيم ، نمىتوان گفت ارقام 1 و 2 و 10 يك رقم مىباشند ، زيرا يك ماده بعينه بيشتر ندارد و همهء اين ارقام يك پيكره دارند ، بنابراين قطعهء دهم عين قطعهء يكم است ، بلكه هر كدام قطعات جداگانهاى هستند كه تحت رقم مخصوصى قرار دارند . در اينجا ايراد ديگرى مطرح مىشود كه علّامه آن را طرح مىكند و پاسخ مىدهد . اشكال ما به زور وسايل علمى و آزمايشگاهى مىتوانيم موجود مادى را به اصل ماده تجزيه و تحليل نموده و دوباره با تركيب ، به حال نخستين برگردانيم ؛ مثلًا آب را به دو عنصر اكسيژن و هيدروژن تجزيه كنيم و دوباره تركيب نموده به صورت آب درآوريم . وسايل و ابزارهاى علمى كنونى ، اگر چنانچه در مورد همهء موجودات و پديدهها جرئت نكند با طبيعت رقابت كند و مانند آن پديده بسازد ، ليكن در غالب موجودات مىتواند به طبيعت سند كنترات داده و خود متكفل ايجاد و اداره و تنظيم موجودات گردد و پيشرفت شگرف علم نسبت به آينده مىتواند نويد كلى و قطعى بدهد ، پس استقلال دانش امروزه و توانايى